تبليغاتX
خنده بازار دیوونه ها

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

خنده بازار دیوونه ها
همه چیز هست تو چی می خوای؟

طنز (ازدواج به سبک اینترنتی)

عروس خانم دوشیزه shirin_khafanboot آیا وکیلم شما را به مهر :

گوگل عدد سکه بهار آزادی / یک وب کم / سند یک سایت اینترنت اختصاصی دات کام / یک مودم DSL / اینترنت پرسرعت به اندازه طول عمر نوح! / LCD و شمعدان / یک هدست بی سیم / چهارده روم اختصاصی به نیت چهارده … / پنج گیگا بایت میل باکس اختصاصی به نیت پنج …

به عقد دائم آقای feri_ferferi در بیاورم ؟

جمعیت : عروس رفته آف هاش رو چک کنه!!! حاج آقا : برای بار دوم آیا وکیلم ؟

جمعیت : عروس رفته ویروس کش آپدیت کنه!! حاج آقا :!!!BUZZ , برای بار سوم خفم کردی آیا وکیلم ؟

عروس : با اجازه بزرگترهای وب ‌blogfa persian blog p30world p30download

winbeta  majidonline و داداش Iranhome بله!!!

 




نوشته شدهسه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 توسط مبين

 

پنجاه مزیت زن بودن!

۱_هیچ وقت مجبور نیستی به تعداد موهای سرت بری خواستگاری.کافیه فقط یه “بله” کوچولو بگی اونم با هزار منت و ناز و کرشمه.

۲_به سادگی اب خوردن می تونی چند تا پسر رو تو کوچه به جون هم بندازی.(روشش رو خود خانما بهتر می دونن.پس نیازی به نوشتن نیست)....

....... بقیه در ادامه مطلب

مزایای پسر بودن

/همیشه از نام خانوادگی شما استفاده می شود

۲/مدت زمان مکالمه‌ی تلفنی شما حداکثر۳۰ ثانیه است

......بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب...


نوشته شدهدوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 توسط مبين

 

اگه دو تا مرد عاشق یه زن باشن توی مملکتهای مختلف چی به سر این سه نفر میاد؟

توی ژاپن: جوان اولی از عشق جوان دومی نسبت به دختر محبوبش متاثر میشه و خودکشی می کنه جوان دومی هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگین میشه که خودکشی
می کنه بعدش برای دختر ژاپنی هم چاره ای
جز خودکشی نیست .

توی اسپانیا: مرد اولی توی دوئل ، مرد دومی رو از پای در میاره و با زن محبوبش به آمریکای جنوبی فرار می کنن .

توی انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردی حل قضیه رو به یه شرط بندی توی مسابقه ء اسب سواری موکول می کنن
اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون میشه .

توی فرانسه: خیلی کم کار به جاهای باریک می کشه دو تا مرد با همدیگه توافق می کنن که خانم مدتی مال اولی
و مدتی مال دومی باشه .

توی ایتالیا: دختره باید بین مقتول شدن و ۲ مرد یکی را انتخاب کنه که معمولا” ۱۲ روز بعد از ازدواج با دریافت ۳۲ گلوله خودش و همسرش به دست نفر سوم کشته میشند!

 




نوشته شدهدوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 توسط مبين

 

اینو حتما بخونین ... یه سره کاری تمام عیار......

یادم نمیره چه جوری یکی از دوستای پررومو که خیلی ادعاش میشد گذاشتیم سره کار اون شب تا صبح همدیگرو نگاه میکردیمو می خندیدیم جریان چیه؟؟؟باشه میگم ولی پیش خودمون بمونه چون ممکنه بشنوه بهش بربخوره..

این دوست پرروی ما هر شب با یکی از پسرای دانشکده صحبت می کرد بی چاره رو گذاشته بود سره کار و بهش می گفت من فلان دختر همکلاسیتم و.. شاید باورتون نشه ولی مثل خودش حرف می زد وقتی ادای اون دخترو در آورود فکر می کردی واقعا خودش داره حرف میزنه ما هم گفتیم بذارین سره فرصت یه درس حسابی بهش بدیم..تا اینکه یه شب که با هم بودیم داشت به یه شماره زنگ میزد می گفت این شماره یکی از دخترای دانشکده است می خوام باهاش دوست بشم اما جوابمو نمیده منم دست به کار شدم گوشیشو گرفتمو شماره خودمو چندتای دیگه از دوستامو توی گوشیش بجای نام از شماره دختره استفاده کردم جوری که من زنگ میزدم بهش شماره دختره رو میدید... شروع کردیم به میس انداختن بعد یه مدت فوت کردنو شروع کردیم اونم دادو بیداد میکرد دختره دلش میخواد دوستم شه ولی الان نمیتونه حرف بزن بعدش من به بهونه ی چایی درست کردن رفتن توی آشپزخونه و بهش زنگ زدم صدامو کلفت کردمو بهش بد و بیراه می گفتم از ترس افتاده بود به التماسو معذرت خواهی که شماره ها جابه جا شده منم داد میزدم غلط کردی مزاحم خواهرم شدی مگه خودت ناموس نداری شمارتو میدم ۱۱۸(حالیش نشد چی میگم)خیلی ترسیده بود همزمان صدارو هم ضبط می کردم قطعش کردم و رفتم پیش دوستام اونو فرستادم بره میوه بیاره و هار هار می خندیدیم به یکی از دوستام گفتم دوباره بهش زنگ می زنم اینبار تو داد بزن و فامیلشو بگو و بگو قطعش کن .....رفتم بیرون دوباره زنگ زدم دوباره شروع کرد به معذرت خواهی و آقا فحش نده منم که عقدمو خالی کردم دوستم داد زد فلانی قطع کن دیگه بذار ببینم چیکار میکنه.... منم گفتم پس تو فلانی هستی آره خواهرم می گفت شاید تو باشی فردا میام دانشگاه ازت شکایت می کنم دادگاهیت میکنم کاری می کنم اخراجت کنن می کشمت آشغال.......

قطعش کرد و شروع کرد به بد و بیراه گفتن به دوستم چرا منو صدا زدی چرا اینقد احمقی.....

منم اومده بودم توو و می گفتم خب غلط می کنی مزاحم مردم میشی حالا بیچارت میکنه ...می خندیدیمو نمی تونستیم خودمونو کنترل کنیم اونم عصبانی بود و می گفت به من می خندین حالیش نبود چیکارش کردیم تا حدودای ساعت ۴ بیدار بودیم و نگاش می کردیمو می خندیدیم اسن دوستمون قبلا یه پرونده گنده توی کمیته انضباطی دانشگاه داشت از اونجایی که بچه ی یه استان دیگه بود وسایلشو جمع کرده بودو می خواست فرار کنه بره خونشون تا آب از آسیاب بیافته همه جمع شدیمو بهش زل زدیم بعد گفتیم یه کاری کردیم واسه خنده ولی جدی نگیر صداهای ضبط شده رو واسش گذاشتیم هنگ کرده بود و بهم نگاه می کرد نمی تونست حرف بزنه این لحظه هرگز از یادم نمی ره یه چایی بهش دادم گفتم آروم باش بعد همه با هم خندیدیم یادمه می گفت کاری که شما کردین توی عمرم کسی باهام نکرد گاهی اوقات اون صداهارو میذاشتیمو می خندیدیم اما الان گوشیم فرمت شدو......قسمت اصلی خاطرمون پرید.............

امیدوارم خوشتون اومده باشه.....

 




نوشته شدهچهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 توسط مبين

 

سلام

 اینه اقتدار

 

جان ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

همه جوره هستم؟ تو با چی خوشی؟

 

 

اینجوری نگام نکن....بسه دیگه لعنتی...

 

چی میگی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

چی بگم منو کشتی....

 

این از کجا پیداش شد؟؟؟؟؟

 

آخیش..حال کردین با عکسا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 




نوشته شدهدوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 توسط مبين

 

نمیدونم امروز شبکه چهار مستندی رو که ابولفضل جلیلی از کره جنوبی تهیه کرده بود رو دیدید یا نه ؟؟؟

واقعا اشکهای من که در امد.

 اول که از شهردار سوال کرد نظرت درمورد ایران چیه شهردار که یکم حول کرده بود بعد از کمی فکر گفت ایران به کشوری هست تو آسیا

آخر هم با یه سوپر مارکتی مصاحبه کرد ازش پرسید نظرت در مورد ایران چیه

گفت ایران مشکل زیاد داره .

گفت چطور ؟

کره ای گفت با بوش مشکل داره ما دوست داریم با بوش مخالفت کنیم

بعد پرسید دوست داری به ایران بیای ؟

جواب داد عراق امن نیست .

بعد جلیلی گفت عراق نه ایران عراق نزدیک ایرانه ایران یه کشور دیگست که امنه و در اون مشکلی نیست

کره ای با تعجب جلیلی رو نگاه میکرد !

جالب اینجاست که همون اول مصاحبه وقتی جلیلی گفت از ایرانم کره ای شکه شده بود و ترس به همراه تعجب تو چشماش موج میزد و هرچی ازش سوال میکرد فقط ساکت مونده بود و نگاه میکرد

حالا بگذریم اون تصاویری که از چندیدن کره ای پرسید ایران میشناسی گفتن نه یا اینکه با افغانستان عربستانو عراق اشتباه گرفتن یا فکر کردند اسم یه حیوان یا یه شهر دور افتاده تو کره هست پخش نشد

بعد ما بیایم بشینیم سریالهای افسانه ای اینها رو هر هفته دو بار نگاه کنیم و تو چنیدین سایت و وبلاگ بیو گرافی بازیگرا و کارگردان و عوامل پشت صحنه رو شرح بدیم

جوری که یه بچه ۳ ساله تموم بازیگرای سریالاشونو با اسم اصلی بشناسه و تموم افسانه هاشونو از بر باشه و دوست داشته باشه وقتی بزرگ شد تو کره زندگی کنه و همیشه حسرت اینو بخوره که چرا پدر مادرش کره ای نبودن تا اون تو کره بدنیا بیاد و ...

حالا باز بیاین تو نظرات برای من بنویسید اگه یه بار دیگه به جومونگ جونم حرف زدی بوفت میکنم ...




نوشته شدهدوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 توسط مبين

안티주몽 دوست عزیزم از کره هست که قرار از این به بعد با ما همکاری کنه این مصاحبه ای زیر رو هم خودش شخصا با جونگ مونگ انجام داده امیدواریم در روزهای آینده با دیگر عوامل سریال هم مصاحبه هایی داشته باشه کسی چه میدونه شاید با ذوق بازی در آورد از پشت صحنه هم برامون عکس تهیه کرد در هر صورت 안티주몽 جان از ذوقی که به خرج دادی ممنونم منتظر مطالب جدیدت هستیم

دوستان دیگه هم همچنان میتونن با وبلاگ همکاری کنند فقط کافیه درخواست کنند تا براشون آی دی بسازم

ممنون

سلام لطفا خودتون رو معرفي كنيد

من خودمو معرفي كنم منو همه دنيا ميشناسن شما خودتو معرفي كن

خب بگذريم

كمي از سابقه هنري تون بگيد اصلا چند ساله كه فيلم بازي ميكني و چند تا فيلم بازي كردي

خب سوال شما كمي سخت چون من در فيلمهاي زيادي بازي كردم كه الان به ذهنم نميرسه اما سابقه بازي من برميگرده به دوران كودكيم وفيلم زيباي ايكيوسان من هميشه هروقت ايكيوسان رو ميديدم خودمو ميگذاشتم جاي اون . كلي حال ميكردم چند سال بعد تو سريال قشنگ فوتباليستها هميشه دوست داشتم جاي سوباسا باشم بعد ها هم كه دوقولوها امد در نقش جولي فرورفتم البته زياد از اين نقش خوشم نميومد اما اونموقع كارتون معروف ديگه اي نبود

 

خب اخيرا كه بزرگ شدي توچه نقشهايي بازي كردي  

والا يه بار جلوي خونمون فيلم برداري بو سر در خونمون افتاد تو كادر دوربين بعد ها كه فيلمش در امد ديدم از تو فيلم حذفش نكردن خيلي خوشحال شدم من تا بحال بيشتر از هزار بار اون فيلم رو ديدم و به نظر خودم اون بهترين فيلمي بود كه بازي كردم

 

فيلمي بوده كه توش ديالوگ هم داشته باشيد

آره يه فيلم بود سونگ يونگ امد درمون رو زد مادرم گفت كيه گفت منم سونگ يونگ امدم با جومونگ بريم نون بگيريم مادرم گفت جومونگ رفته بيرون خونه نيست

 

فيلمي بوده كه نقش پر رنگ تري توش داشته باشي

البته من كلا كار حرفه ايمو از سال 1998 با بازي در فيلم امپراطور قبرستانها شروع كردم

 

ميشه بگيد نقشتون تو اون فيلم جي بود

 

بله من نقش ميت رو بازي ميكردم

 

خب مثل اينكه بريم سر سريال افسانه جومونگ بهتره

 

با توجه به اينكه افسانه جومونگ يه سريال رزميه شما سابقه ورزشي هم داريد

 

بله من حدود 10 سال زير نظر استاد يوهانگ بزرگ مشغول آموزش هنرهاي رزمي بودم

 

خب كمي از مقام هايي كه در اين زمينه كسب كردين بگيد

 

خب من اخيرا موفق به كسب درجه كمربند سفيد شدم اين مهمترين مقامي بود كه در اين سالها كسب كردم

 

نظر خودتون در باره سريال جومونگ چيه

 

والا من تابحال نديدمش ما خونمون تلويزيون نداريم

 

فكر ميكنيد اين سريال اثر خوبي روي مخاطبانش گذاشته

 

آره چند روز پيش تو اينتر نت خوندم يه پسر بچه 15 ساله تو يكي از شهر هاي ايران با يه پسربچه هم سن خودش دعوا گرفت و با طبر گردن طرف رو زد وقتي اين خبر رو شنيدم احساس قرور بهم دست داد كه اينقدر نقشم روي افراد تاثير گذاشته

 

با طرفدارات در ارتباطي

آره مخصوصا ايراني ها

چطور مگه

والا خيلي باحالن شنيدم برام ميميرن حاضرا كفشمو برام واكس بزنن فكر كنم برم ايران نيازي به كلفت پادو ندارم اونجا كشته مرده زياد دارم

حرف آخر

ميخواستم بدونم كي پخش ميشه ؟




نوشته شدهدوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 توسط مبين

 

فکر می کردم دلم دریائیست

...................................

..................................

نه آب مرا برده بود!!!!!!!!!!!!!!!!

 




نوشته شدهسه شنبه دوازدهم آذر 1387 توسط مبين

 

سلام به همه ی دوستای گلم

چی؟ نمی شناسن منو...؟

نبایدم بشناسین آخه خیلی وقته نبودم

چیزی به ذهنم نمی رسید که تووبلاگ بنویسم

 الانم اومدم که دوباره کارمو شروع کنم

نه دیگه اینبار جدیه منتظرم باشین

خوب شما بگین از چی بنویسم خودم که ...

بی خیال بابا من از اولش منت کش نبودم

خودم یه چیزی سرهم میکنم می دونم خوشتون میاد

راستی تابستون چطور بود آره میدونم واسه منم بد بود

من که روزه نگرفتم اما عیدتون مبارک هرچند واسه تبریک دیر شده

 




نوشته شدهدوشنبه پانزدهم مهر 1387 توسط مبين

 

سلام به دوستای گلم

نه‌‌...من ماه و ستاره واسه شبای تاریکم نمیخوام

من یکی اسیره رویای توام؟؟؟؟؟؟؟

دوستان شرمنده ی همتون شدم ای بابا یه چند روزی نبودم

 از دوستم خواستم یه مطلب تو این وبلاگ بزنه تا من سرو کلم پیدا شه

 بازدیدکننده هام نپرن ولی آقا گند زد و اومد راجع به عشق و....... نوشت

 و آبروی مارو برد خب خداییش گند زد و حالمو گرفت

 نمیدونم با چه رویی این وبلاگو نگه دارم آهان با این رو خوبه؟ ......

 




نوشته شدهسه شنبه دهم اردیبهشت 1387 توسط مبين

سلام دوستان

خیلی وقت بود که توی این وبلاگ پست جدید نزده بودم ولی دوباره میخوام شروع کنم میخوام بترکونم میام به زودی زود  فقط کافیه این کله نخودیم کار کنه و با یه مطلب درست و حسابی بیام سراغتون من خیلی کم حوصله شدم چن وقته این طوریم گاهی وقتا هم کنه میشم و  خدا به خیر بگذرونه خب این تعطیلات هم تموم شد و کلاسا شروع شدن دیروز خیلی کسل کننده بود حالم بهم میخورد این چن روز مثل برق رفت ولی این ساعت کوفتی انگار دلش نمیخواست تکون بخوره استاد هم که فقط فک میزد و یه چیزایی میگفت که خودش هم نمی فهمید تموم شد  بالاخره امروز صبح هم به کلاس نرسیدم بعد از ظهر بازم باید برم سر این کلاس های چندش آور خدا به خیر بگذرونه راستی یادم رفت بپرسم تعطیلات خوش گذشت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

لحظه های شادی رو براتون آرزو دارم.

 

 




نوشته شدهیکشنبه هجدهم فروردین 1387 توسط مبين

سلام دوستان

 زود میرم سر اصل مطلب من شوخی کردم

موقعی که من این مطلب رو زدم هنوز نمره ها رو نزده بودن

 تازه هنوزم کارنامه ندادن من همین جوری اون مطلب رو نوشتم

 وگرنه مشروطی کیلو چند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟




نوشته شدهچهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 توسط مبين

سلام خوبین ؟ من نه باید باشم زود میرم سره اصل مطلب

مشروط شدم آره مشروط

به خاطره هیچ و پوچ وضعم خیته کاش به روزم بیفتی بفهمی

چی میکشم داری به من میخندی

دیگه حرفی ندارم بچه ها میگن با این پیشرفتات ترم بعد معتاد میشی

توهم بخند ما که دلقک همه شدیم تو هم یکی دیگه چه فرقی میکنه

دیگه چی کار کنیم دست ما که نیست مشروط شدن یه اجباره

 

آره اینجوریه دیگه یا هم اینجوری

 

 

 

 

 

 

 

آخرشم بایه معدل ۱۰یا ۱۱ مدرکتو میگیری

 

روزمون مبارک

 

نه شایدم اخراج شی

 

این همه سال فقط دوره خودمون میچرخیم حالیمون نیست

خدا را شكر كه از ميان همه ي گزمه هاي شهر ، شما بيداريد و ...

 

 

 

 

 

 

 

 

پس خوش بگذرون که خوندن عاقبت نداره

مثله نخوندنو مشروطی وخوندنو مشروطی

 

 




نوشته شدهسه شنبه دوم بهمن 1386 توسط مبين

 

دستای شیطان رو دیدم

 توی یه غروب سرد

توی اون لحظه ای که

احساس بدی روی سینه ام نشست

دستای شیطان رو دیدم

وقتی که آسمون سیاه شد

وقتی که مرثیه اومد

دل من پر از گناه شد

بن بست اومدو دلم شکست

ترانه ی شادی من کوله بارش رو بست و رفت

رویاهام دروغی بود

غم روی قلب من نشست

وقتی که سوار قصه

اسب سفیدش گم میشه

وقتی که با دل زخمی

سمت بیابونا میره

وقتی مرگ آرزو میشه

چرا این شب نمی ره

چشامو خواب میگیره

عشق به مرگ تدریجی میمیره

دستای شیطان رو دیدم

کابوس دلنوازی بود

فکر می کردم که یه رویاست

آخرش غرور شکست

پنجره ی آرزوهای شوممو و

واسه ی همیشه بست

دستای شیطان هم دروغ بود

همه چیز یه دروغه

 




نوشته شدهدوشنبه نوزدهم آذر 1386 توسط مبين

 

 

به زودی میام با بامزه ترین سوتی های

بروبچس عشق ۲۲

منتظر باشین خیلی جالبه میدونم خوشتون

 میاد

 

خواندنی و جذاب خنده به سبک مبین

 

 

واژه ها درهم میشن مخت سوت میکشه دنیارو کج

میبینی....البته خونه هاشو....

 

 

همه به صف شن واسه عشق ۲۲

 

 

من طنها بح طو میفکرم ضیباطری اهصاث

 

با من بمون طا چشاط بهم آدط کنن

 

 




نوشته شدهسه شنبه سوم مهر 1386 توسط مبين

سلام به همه ی دوستای گلم خوبین که؟

 

 

من دوباره اومدم ولی طول میکشه تا به اوج برسم حالا کو .........

 

با من باشین تنهام نذارین یه کم باهم بخندیم من هرهفته به روز

میشم زود زود بیاین دلخور میشما....

 

 

میخوام یه ادم کش حرفه ای بشم همه از زمین خاکی شروع میکنن ما از شیرینی

فروشی سر کوچه...نه بابا با تو کار ندارم راستش با کشتنت حال نمیکنم میخوام

عذابت بدم یه کم حال بیای....

 

 

تنهایی همتون رو داغون میکنم چی فکر کردی ها ها ها

 ها ها ها ها ها ..........................؟

 

 

آخر خودت خودکشی میکنی

 

 

از طرف گاو وحشی و بروبچس

 




نوشته شدهسه شنبه سوم مهر 1386 توسط مبين



سلام به دوستاي گلم

به زودي ميام با مطالب باحال

زود سر بزنين

منتظرتونم

 




نوشته شدهشنبه سی و یکم شهریور 1386 توسط مبين

سلام

من كه چيزيم نيست

معتاد نيستم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1

بيمار نيستم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

پس چه مرگمه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!11

باكسي هم مشكل ندارم

خودت رواني هستي من كه چيزيم نيس!!!

دنياي ويرونم

خواب هاي يخ زده

ساعت خورشيد خوابيده

نه شب مياد

نه روز ميره

دل ديوونه نميخواد بميره

دنيام سرد وساكنه

خلوت دل نميشكنه

دل به دريا نميزنه

اين نتيجه ي خيانته

كارات همش جنايته

م.ندن من جنايته

رفتن تو جنايته

نگام پر از صداقته

فرياد كه فايده نداره

بازتاب اين صداي شوم

خودم رواذار ميده

رفتن كه گريه نداره

توهم ميخواي بهم بگي

شعر نيمه كاره

ارزش خوندن نداره

به خدا جونم به لبم رسيده مگه جون من چيه؟ همش دوروووووووووووووووغ

همش ريا من گم شدم ميون اين كابوس لبخندم رو گم كردم چهرم پر از نفرته

لعنت به اين كابووووس سياه مامان ميگه بچم رو طلسم كردم شايد راست بگه

مردم از جادوگر هم بدترن ولي ربطي نداره من خودمم نميدونم چي مرگمه

حال چرت وپرت نوشتن هم ندارم بايد برم شاد باش توكه پرپر نشدي

لين يه مطلب شانسكي بود اميدوارم خوشتون بياد

اخيش انگار لبخندم برگشت بازم همون ديووووووووووووونم

خيال نكن كه مردم

نفسام گرمه هنوزم

خاطراتت رو سوزوندم

مرغ عشقت پروندم

طلسمت رو شكستم

با دستاي بلوريم

بازم از عشق واقعي نوشتم

من ساقيه بهارم

واسم شدي تاريكي محض

اي عشق دروغين


نوشته شدهجمعه بیست و دوم تیر 1386 توسط مبين

 
نمیدونم دیدم جالبه گذاشتمش شما هم ببینین
 
سلام به همه اره اینجا مقر خنده گوش به فرمانم
هر چی میخواین سفارش بدین در اسرع وقت مبین
 به همه نشون میده کیه منتظرتونم کا یادتون نره
به جون این بروبچس راست میگم فقط بد نخواین شرمنده میشم
 
   
 
میگم ما اینجا همه چیز داریم فقط بخواین
          
    
واسه دوست داران مرد عنکبوتی         00 



نوشته شدهدوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 توسط مبين

سلام خوبین؟

من نه بابا حالم زیاد خوب نیست

نه بیمار نیستم از اون نظر نه.....

چی بگم که دلم خونه خودم که خندم میگیره

شدم یه سوژه واسه دوستا و بچه محلاوفامیل

می پرسین چی شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

منی که تا یه هفته پیش همه بهم میگفتن لوک خوش شانس

حالا ببین چی شده که فهمیدم بدشانس ترین ادم تاریخ موجودیت بشرم

بابا یه لحظه تحمل کنین باید این صفحه پرشه یا نه میگم میگم......

خوب قرار بود بریم خاستگاری همین هفته ی نالوتی که رفت آره واسه خودم

مگه من چمه؟ از همتون بهترم بیا ببین

خوب نگو چی شد همه چیزآماده بود ولی ........

این وسط چی شد نمیدونم تا حالا کابوس ندیده بودم

ولی این بار این کابوس چون راهی به خواب هام نداشت اومد تو بیداری

یه تصادف رو با هم ببینیم

 

 

این وسط این طرف مقابل تصادف کرد

من رو نگو دق کردم نه از شکستن دست ایشون

بلکه از بهم خوردن مراسم بزرگ خاستگاری و

 اجرا نشدن سنت پیامبر

تو هم بخند من که خودم خندم گرفت جوک محلمون هم شدم

حالا شما چی میگین؟

من خوش شانسم یا بد شانس؟

موتوریه اومد دزدی کنه کیف خانوم رو بزنه

خانومه کوتا نیومد موتوریه زوین خورد ایشونم

افتاد و دستش شکست به گفته ی خانومه

دزدا مسلح بودن ما که چیزی ندیدیم

عبرتتون بشه بزارین دزدا کارشون رو بکنن

دزدی از همون اول توی ایران رسم بوده و هست

خوب خاستگاری افتاد بعد از امتحانا خبرتون میکنم

نمی خواد دلت بسوزه تازه از شر ادمای زن دار راحت شدم

اومدم تو جمع خودمون بروبچس مجرد گرامی

سلام به همه دمتون گرم نخوره به سرتون مثل من خر شین

مجردی یعنی عشق حال زندگی کن بابا بیخیال ازدواج

شما چی ؟ کجا سیر میکنین؟به کجا سرک میکشین؟

باشه بیمرفتها حالا نامحرم شدم قایم میکنی نوبت منم میشه

خیلی خوب جون کندم تا این رو نوشتم نظر بده و این قلمرورو سر سبز کن

بازم مییام با خبرای باحال و خنده دار و ......

میخوام دل و روده ی همه تون رو بریزم بیرون

این عکس رو ببینین

انحرافیه خواستم صفحه پر شه یه کم بیشتر نگهتون دارم

اگه بیشتر بگم میگین خالی بندیه پس برم گورمو گم کنم

شرمنده عکس پسر گیرم نیومد ان جوریش شما هم گیر ندین

 

 

 

 

 




نوشته شدهشنبه نوزدهم خرداد 1386 توسط مبين

                          

                          ما خودمانيم

چه غريب است افتادن دلي ساده

  ميان رفت و آمد مردم رنگ به رنگ

اصلا دل را بايد در قابي گرفت

وبه ديواري از خانه آويخت

که هرکس مي آيد پشت به دل بيايد

وهرکس مي رود رو به دل رود

زندگي بد نيست
بد ماييم که درآنييم
زندگي بودن و خواستن است
ما نخواستيم و نبوديم
زندگي آب روان است به دريا
ما روانيم بدريا کي رسيم؟ خدا ندانيم
زندگي شمع دل افروز جهان است
ما جهانيم که پروانه آنيم
زندگي باور شيرين زمان است
ما زمانيم که يک لحظه نمانيم
من ندانم زندگي از من چه مي خواهد دگر
آنچه مي خواهد ز ما خود نگفت و ما ندانيم
زندگي نسيم درياست که يک لحظه نماند
ما نسيميم که در اين دريا نمانيم




نوشته شدهیکشنبه ششم خرداد 1386 توسط مبين

سلام این پست رو تقدیم میکنم به تینا جون امیدوارم

خوشش بیاد...اینم وبلاگ تینا جونhttp://13arca-love.blogfa.com/

منتظرتم عزيزم

من وتو معنای عشق

حس قشنگ بودن

از تو عشق رو سرودن

یه رویا تو آسمون

جاده بی چتر

چشم ها اسیر هم

توی بارون

طلسم این جاده رو بشکن

من یکی دیوانه ات شدم

معلق معلقم

میون یه کهکشون

کاش میدونستم که قراره

قلبم رو تسخیر کنی

با تمام وجود دوستت دارم

کاش میدانستی دوستت دارم




نوشته شدهیکشنبه ششم خرداد 1386 توسط مبين

سلام ....خوبین که؟

خوب دیگه این ترم هم کم کم داره تموم میشه امتحانا رسیدن

وحالا هر کی مخ استادا رو زده برده و به نتیجه مرسه و آدمایی

مثل من کلاهشون پس معرکست ..... ..آره دیگه اینجوریه آخرشم

یا یکی دو درس ۱۰ میشی یا هم می افتی و معدلت میشه بدترین

معدل تاریخ زندگیت نه دلخوش ترم بعد نباش که جبران کنی این درد

و مصیبت ها به صورت تصاعدی تا ترم آخر ادامه داره

وای که چی میشه اگه یه استاد باهاتون لج کنه اون ترم رو بی خیال

شین بهتره مشروطی یکی از اون مصیبتاست

خیلی خوب چون ترم داره تموم میشه و ما از هم دور میشیم برای

همه تون آرزوی موفقیت میکنم ولی بدونین وبلاگ من هر هفته

به روز میشه وقت کردین پیش من بیاین خوشحال میشم

منتظرتون هستم

مبین

 

 




نوشته شدهیکشنبه ششم خرداد 1386 توسط مبين




نوشته شدهشنبه پنجم خرداد 1386 توسط مبين

 

 

 




نوشته شدهشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 توسط مبين

 

سلام به همه ی دوستان عشق ۲۲ و به تمام بازدید کننده های عزیز

اومدم که .....راستش رو بخواین میخوام خالی ببندم کمربندا بسته حرکت!!!!

به کجا؟شما چقدر ......

یه روز من وبریتنی اسپیرزبابا بیریتنی خودمون تو آسمونا قدم میزدیم که ....؟

دیدم یه شی غول آسا نزدیک میشه ....بریتنی جاخورد ومن گفتم تا من هستم غم نخور!!

دیدم که از این شی یه نفر خارج شد حالا کی بود؟ دیدم بابا براد پیت بچه محلمونه .....

برزاد گفت پسر تو انجا چیکار میکنی ؟گفتم داش براد تو که میدونی من الافم الانم با بریتنی

اومدم گردش فضایی؟ براد پرسید بریتنی دیگه کیه ؟گفتم من و بریتنی با هم سرباز مملکت بودیم

مگه نمیدونستی؟ بعد از آشنایی براد وبریتنی براد رفت و ...

بریتنی گفت بیا برگردیم زمین ...باهم به بالای اقیانوس اطلس رسیدیم بریتنی گفت :دلم..

دلم هوای کوسه کرده برو چند تا کوسه بگیر برام گفتم من خیلی وقته شنا نکردم حتی

خیلی وقته شکار کوسه نرفتم ..و..بالاخره مجبور شدم که بپرم تو آب رفتم و با یه ۲۲ تا

کوسه سفید برگشم بلریتنی ومن خوشحال بودیم که دیدم یه صدایی از زیر آب میاد

دیدم یه کوسه کوچولو داد میزنه بابامو بده عمو مو بده..و........................

دلمون سوخت و کوسه ها رو آزاد کردیم و......

این بلوف هم دتمام شد دیگه ته کشیدم خیلی سخته یه جا این همه خالی بندیه تابلو

این خالی بندی رو تقدیم به کله پوک میکنم وبلاگش رو زدم همون نيومدي ضرر كردي

يه سر بهش بزنين حال ميده ....خيلي حرف زدم بازم بياين منتظرتونم.

اینم اسکلت کله ی کله پوک.................




نوشته شدهسه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 توسط مبين

سلام حالتون چطوره .....ای بابا همه رفتن و ما موندیم نبایدحالم بد باشه نه ...نه

 

باور کنین حسادت نیست ولی حس بدیه چندش آور حالا براتون میگم این حسین که قبلا زیر

 

ذره بین کالبد شکافیش کرده بودم تو قسمت دوستان 22 یادتون هست که..... پریده .منظورم چیه؟

 

باشه میگم نامزد کرده ...نه دیگه ...عروس خانوم تا اطلاع ثانوی رفته گل بچینه و معرفی نمیشه

 

ولی بدونین که یکی از پسرامون کم شده ...امروز شیرینیش رو خوردیم جدا حالید جاتون خالی

 

 حالا جرف من ؟چی میتونه باشه؟آهان پسری در جستجوی یک دختر تراژدی شک و تردید و..

 

خنده و کینه وچی بگم خندتون بیاد؟ کم آووردم این پسر دنبال یک دختر قد بلند فانتزی باحال و

 

نیمه رمانتیک میگرده نامبرده به میتواند هر کسی باشد الا شما پس به خود نبالید بسه دیگه خسته شدم  

 

   من زن میخوام.......کسی نبود؟ بابا بی خیال شو شوخی کردم!

 

 

راستی حسین جان نامزدی ات را بهت تبریک میگم صد نامزدی به این نامزدی ها

 

اینم عاقبت مجردی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

تقدیم به نگاه عاشقانه ات حسین جان

بازم عشق ۲۲ با یه فرشته اومده به افتخار همه ی عاشقا

 




نوشته شدهیکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386 توسط مبين

                            آره دیدمت

          

توی قلبم عاشقونه کشیدمت

 

قلب من از جنس اون نگاه باوفای توست

 

با همون یه بار دیدن توی دلم بوسیدمت

 

به آب و آتیش میزنم تا که بازم ببینمت

 

قلب من از جنس اون نگاه باوفای توست

 

با همون یه بار دیدن توی دلم بوسیدمت

 

به آب و آتیش میزنم تا که بازم ببینمت

        

 بدون که توو قلب منی

 

جای تو توش خالی بود                                      

 

حالا اومدی و من  

                                                                                         

با جون ودل توی چشام کشیدمت   

 

دوستت دارم عاشق اون ناز و ادا های توام   

 

تو نگاه خورشیدی از پس آینه ها

 

بی قرار دیدن تو هستم

 

تو رو با تموم دنیات می پرستم

 

آره دیدمت توی چشام

 

آره با عشق شنیدمت

 

آره دیدمت

باور کن توی خیالم بوسیدمت

 

تقدیم به تو مریم جان

 

 

 

 




نوشته شدهچهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386 توسط مبين

الياد: فارسه ميره استخون ‌فروشي، ميگه: ببخشيد چنگال تيز داري ؟ يارو ميگه: بعله. فارسه ميگه: قربونت دو نخ به ما بده. بچه اصفهانيه توي امتحان بيست مي‌گيره. باباش ميزنه توي گوشش و ميگه: خاك بر سرت كنن، با نمره 10 هم ميشه قبول بشي، حتما بايد اين همه خودكار حروم مي‌كردي؟ خرسه به يكي حمله ميكنه و ميگه: ويا وخوام وخورمت! طرف ميگه: اِ؟ ميه تونم لري؟ خرسه ميگه: ها، ما حيوونا همه لريم، وجز خر كه تركه! اصفهانيه يه پوسته موز ميبينه ميشينه کنار موزه. ميگن: چرا اينجا نشستي؟ ميگه: آخه ميخوام فکر کنند من اين موزو خوردم. ترکه بالا پشت بوم ميخوابه، سردش ميشه، پا ميشه در پشت بومو ميبنده. لره رو برق سه‌فاز مي‌گيره پرت مي‌كنه، بلند ميشه ميگه:اگه مردي يه فاز يه فاز بيا جلو! تركي دلو ميزنه به دريا، غرق ميشه به لره ميگن حموم چند بخشه؟ ميگه: دو بخشه، زنونه و مردونه

به آخونده ميگن در چه صورت بازي ورق مجاز ميشه. آخوند:باسه شرط زير:1- اسم شاه ولايت فقيه بشه 2-بي بي چادر سرش كنه3- سربازها عضو بسيج بشن

L: لنگت پيدا نميشه O : عمرمي V : وجودمي E : انگار اشتباه فرستادم

ضرب المثل های جوکی

چاه مكن بهر كسي ، خسته ميشي....ديگ به ديگ چيزي نمي گه....شلوار مرد كه دو تا شد ، حال مي كنه....گر صبر كني ، زير پات علف سبز مي شه....صلاح مملكت خويش ، رئيس جمهور داند.....جوجه رو هروقت بشمري جيك جيك مي كنه.....عيسي به كيش خود ، موسي به بندر عباس....كوه به كوه مي رسه ، ميّت رو زمين نمي مونه....آشپز كه دوتا شد هيچ كدوم غذا درست نمي كنن....پاتو از گليمت درازتر نكن ، پات دراز مي شه شلوار به پات كوتاه مي شه

خبر فوري: هنوز کنکور در قزوين ادامه دارد، به گزارش بي بي سي هنوز داوطلبين جرأت نکردن دفترچه سولات را از روي زمين بر دارند




نوشته شدهدوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 توسط مبين




نوشته شدهدوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 توسط مبين
.: Weblog Themes By www.NazTarin.com :.